محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1462
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه قوم عقيل و عك ، كسان به كمك فيروز فرستادند و او با گروه كمكى و كسانى كه از پيش به روى فراهم آمده بودند به جنگ قيس رفت و نزديك صنعا رو به - رو شدند و جنگ كردند و خدا قيس و قوم وى را هزيمت كرد و او با همراهان خويش گريخت و همانجا رفت كه بعد از كشته شدن عنسى بوده بودند و بازماندگان عنسى به همراهى قيس ميان صنعا و نجران رفت و آمد آغاز كردند و عمرو بن معد يكرب به تأييد عنسيان در مقابل فروة بن مسيك بود . عمرو بن سلمه گويد : قصهء فروة بن مسيك چنان بود كه پيش پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم آمد و مسلمان شد و پيمبر به دو گفت : « اى فروه از حادثه اى كه در يوم الرزم براى قوم تو رخ داد غمين شدى يا خوشدل ؟ » فروه گفت : « هر كه براى قومش حادثه اى چون يوم الرزم رخ دهد به ناچار غمگين مىشود . » يوم الرزم ميان قوم فروه و همدان در بارهء بت يغوث رخ داد كه مدتى پيش قوم فروه ميماند و مدتى به نزد قوم همدان بود و قوم مراد مىخواست هنگام نوبت همدان يغوث را بگيرد و مردم همدان به سالارى اجدع ابو مسروق با آنها جنگيدند . پيمبر خداى گفت : « ولى اين حادثه در اسلام مايهء خير آنها شد » فروه گفت : « اگر چنين است مايهء خوشحالى من است . » و پيمبر صلى الله عليه و سلم او را عامل زكات قبيلهء مراد و مقيمان ديار آنها كرد . و چنان بود كه عمرو بن معد يكرب يا بنى زبيد و حليفان آن از قوم خويش سعد العشيره بريده بود و به قبيلهء مراد پيوسته بود و با آنها مسلمان شده بود و با آنها بود و چون اسود عنسى از دين بگشت و مردم مذحج پيرو او شدند ، فروه و ياران وى بر اسلام بماندند و عمرو با كسان خود مرتد شد و عنسى او را به مقابلهء فروه گماشت